چه راحت ادما همدیگه رو فراموش می کنن و می رن... چه راحت ادما پا می زارن رو دلشون ، رو دل دیگرون ... چه راحت ادما دل دیگرو نو ، فرش راحشون می کنن ... خیلی سخته ادم یه روز بخواد کسی رو فراموش کنه که تموم زندگیشه که تموم دنیاشه ... خیلی سخته که روزی بیاد که ادم با اون همه دوست و رفیق ببینه تنهای تنها شده ببینه هیچ کس نیست هیچ کس ... دلم بدجوری هوای دیروزمو کرده می دونی چرا چون تو دیروز بودی ولی الان نیستی ... کجا باید بیام پیدات کنم ... دلم تنگ است ... برای دیروز ... هی .... فلانی ! زندگی شاید همین باشد ؟ یک فریب ساده و کوچک . آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را جز با او نمی خواهی من گمان زندگی باید همین باشد .
خداحافظ خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشام کمی غمگین به یاد اون همه تردید به یاد آسمونیکه منو از چشم تو می دید اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده ست نه اینکه می شه باور کرد دوباره آخر جاده ست خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی با تو بی تو همینه رسم این دنیا خداحافظ خداحافظ همین حالا خداحافظ
كاش لحظه های رفتن, نمی بارید اشك چشمام
هق هق دلتنگیامو, می شكستم توی رگ هام
دل پر تحملم از گریه ی من گله داره
چهره ی سرخ غرورم, از شكستم شرمساره ... كارگاه طراحي قالبشايد اگر دائم بودي كنارم يه روز مي ديدم كه دوستت ندارم مي خوام برم كه تا ابد بمونم سخته براي هر دومون مي دونم
فكر نكني دوري و اينجا نيستي قلب من اونجاست تو تنها نيستي خودم مي رم عكسام ولي تو قابه مي شنوه حرفو ولي بي جوابه رفتن من شايد يه اتهامه واسه شناخت تو تواين زمونه غصه نخور زندگي رنگارنگه يه وقتايي دور شدنم قشنگه
مراقب گلدون اطلسي باش يه وقتايي منتظر كسي باش كسي كه چشماش هم كمي روشنه شايد يه قدري هم شبيه منه ......................................
انتظار انتظار خیلی قشنگه توی چشمای زمونه واسه اون کسی که قدر انتظارو خوب می دونه نمی خوام عاشق بمونی نمی خوام از عشق بخونی واسه این دل پر از غم که دلت رو می سوزونه حرف پروانه شدن نیست به خدا غمام زیادن ........................................................................
اعتماد نکن به حرفهای قشنگ و عاشقونه اعتماد نکن به اونی که می گه منتظرت می مونه انتظار نداشته باش تنها با تو بمونه و بس شک نکن تو مطمئن باش با کسای دیگه هم است هرچی که تو سینه داری رو نکن نگو که دوسش داری برای گفتن رازت لبهای اون در کمینه به خنده هاش دل نبازی به گریه هاش نسازی اینا همه یک فریبه که تو رو بگیره به یازی مواظب باش که نریزی اشک رو گونه های ظریفش مطمئن باش که با احساس نمی شه هیچ وقت حریفش خيلی تنهام خيلی تنهام ولی باشه قبول دارم ديگه بيشتر نميتونم تو رو با عشق نگهدارم خيال کن من نمی فهمم خيال کن خيلی بی رحمم خيال کن مرد مغرورت بازم عاشق شده کم کم نه ميتونم با اين دنيا بجنگم نه ميذارن دلم پيش تو باشه همه ميخوان به اشکامون بخندن نذار رويای ما از هم بپاشه برو از پيشم ای نازکتر از گل برو از پيشم ای عاشقتر از من برو تنهام بذار تا کم بيارم برو از پيشم ای عاشق ترين خيلی تنهام خيلی تنهام ولی باشه قبول دارم يکی از ما زيادی بود خيال کن از تو بيزارم به خدا تنهام تا ابد گرفتار
اونـی کــه لاف عـاشقی رو می زد یــه روز تنهـام گذاشت با کلی نیــرنگ غـــــــــریبـــی ، بــی کســی انـــدازه داره آخــه دل منـــم خــــــدایی داره یــــــه گیتــــار شکسته همــدم مـــن یــه کـولی و غـــــریب و بـی نشونه کسی که یـه روز ی دلش بـا مـن بـود ببین قلبش شده یه تیکه از سنگ اونی کـــــه لاف عــاشقی رو می زد ببین تنهـــام گـذاشت با کلی نیرنگ بــــرید بهش بگیـــد فـــــــرقی نــــداره بخــــواد پیشم بمــونـه یـــا نمــونـه آخـــه دل منــم خـــــدایی داره غـــــــــــریبـی ، بـی کســی انـــــدازه داره
........................................................................................................ توی اين زندگی ساکت و سرد يه روزی يه دلقکی اومد و رفت مثل يک پرنده غريبه بود از کنار بوم من پر زد و رفت دلقکی که عشق من برای او مثل اون بازيه روی صحنه بود اون من و برای قلبم نمی خواست او دری تازه به روی من گشود دلقکی که با تمام گريه هام و خنده هاش گريه های بی قمش خنده های پر صداش من يه بازيچه شهر عشق او او تمام زندگی با تمام بازی هاش يه بت چينی از او واسه خود ساخته بودم اونجوری که دل می گفت ساخته و پرداخته بودم اما باورم نشد تمومه زندگييمو پای اون باخته بودم
سه آهنگ جديد و زيبا از Nelly Furtado ! با چهار كيفيت + موزيك آنلاين
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم .... بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم.... خالی از خودخواهی من برتر از آلایش تن..... من تورا با لا تر از تن بر تر از من دوست دارم........ كارگاه طراحي قالب
مقدمتان گلباران
زند گیم با تو بوی بهار رو داره با تو باشم دیگه غمی ندارم من معنی عشق و با تو فهمیدم من وتنها نذار من بی تو باور کن میمیرم دوستت دارم
من قول خودم را به تو و تو قول خودت را به من داده بودي بدون هيچ دلواپسي ... و تقدير عشقمان را به گروگان گرفت
در يک روز بارانی با تو آشنا شدم؛ خيس شديم! و حالا وقتی باران می بارد نمی دانم بخندم يا گريه کنم؟ زيرِ باران کدام خاطره را نگاه دارم و کدام رابشويم
توبه می کنم و قول می دهم دیگر کسی را دوست نداشته باشم كارگاه طراحي قالب ديگر هوايي براي تنفس نيست
عاقبت خواستي تا رعشه هاي مرگ را بر اندام بي تابم نظاره كني؟
امشب به چشمک ستارگان که از اعماق آسمان نثارم می کنند می نگرم اما هیچ اثری از عشق در چشمک نورانی آنان نمی یابم امشب دلم گرفته است و حتی درخشش ماه هم نمی تواند مرهمی برای قلب شکسته ام باشد امشب سیاهی آسمان با سیاهی چشمانم یکی شده است و قطرات باران که نرم نرمک بر بام گونه هایم می بارند و مرگ عشق را یاد آور می شوند امشب بوسه ستارگان بر لبان معشوق دردی از عشق نمی کاهد نمی دانم چرا امشب هوا بوی مرگ می دهد نمی دانم چرا امشب نسیم عشق را بر گونه هایم حس نمی کنم امشب از عشق خالیست و من هنوز نمناکی گونه هایم را احساس می کنم واین بار گریه آسمان هم با من همراه شده است و صدای باریدن آن بر گونه های زمین به صراحت به گوش می رسد من و باران و شب و آسمان یکی شده ایم و همگی به حال عشق و سوگند های شکسته شده عاشقان به قداست عشق می گرییم و امشب صدای گریه من و آسمان در طبیعت طنین انداز شده است و سکوتی که مرگ عشق حاکم کرده است می شکند
من گریه خواهم کرد
![]()
شب بود و شمع بود ومن بودم و غم
|
|
|









بال سنگين سفر ميشكند








